ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1318
سفرنامه شاردن ( فارسى )
دانست دروغ گفته است چنان خشمگين گشت كه فرمان داد دست و پايش را ببندند و در بخارى ديوارى جاى دهند ، دورش را هيمه بچينند و بيفروزند . بدين صورت دختر جوان را زنده زنده سوزاند . همچنان كه شاه گاهگاه اين پرى رويان را به پاداش خدمتهاى گران سنگى كه كردهاند يا به ازاى عنايتى كه به برخى از درباريان يا معتمدان خود دارند به آنان شوهر مىدهد ، و به مراد و آزادى و خوشبختى مىرساند ، گاه نيز به سبب آزردگى و رنجشى كه از ايشان دارد به نيّت تنبيه آنان را به همسرى شوهرانى از طبقهء پايين كه به كارهاى پست و خسيس اشتغال دارند درمىآورد . از اين گروه زنان مىتوان خبرهاى حرمسرا را آسانتر از آنچه از خواجه سران مىتوان شنيد ، كسب كرد . اما من آنچه را كه دربارهء حرمسرا آوردم از خواجهاى كه ساليان دراز خدمت عمهء شاه مىكرد ، شنيدهام . در خلال كارهايى كه با اين شاهزاده خانم داشتم ، و اين خواجه سرا رابط و پيام بر ما بود با وى آشنا و سپس دوست شدم ، و رشته دوستى ما اندك اندك چنان استوار شد كه از جواب گفتن آنچه از او مىپرسيدم دريغ نمىورزيد . مخصوصا وقتى دانست هدف من از دانستن اين خبرها نوشتن در كتابى است تا اروپاييان كه از عادات و اخلاق و آداب و رسوم ايرانيان بىخبرند بخوانند و بدانها آگاهى يابند در گفتن آنها دليرتر و بىمحاباتر شد ، و با اعتماد بيشتر و بىپيرايهتر سخن مىگفت . خبرهاى حرمسرا را از ماماهائى كه گاهگاه به حرمسرا خوانده مىشوند نيز مىتوان كسب كرد . قابلهها زمانى به حرمسرا دعوت مىشوند كه زاييدن بر زنان حامله دشوار گردد ، اما چنين مواردى به ندرت اتفاق مىافتد . زيرا در ايران همانند نقاط گرمسيرى مشرق زمين زايمان به آسانى صورت مىپذيرد ، و كمتر حضور قابله لازم مىشود . به سخن ديگر در هر خانواده زنان مسنترى هستند كه از زنان زائو مراقبت مىكنند . اما چون در حرمسرا چنين زنان وجود ندارند در موارد حاد ماما از خارج به حرمسرا مىبرند . همچنين مىتوان اخبار حرمسرا را از زبان دايگان شنيد زيرا آنانند كه فرزندان نوزاد شاه را شير مىدهند نه مادرانشان . از جمله وظايف پزشكان دربار اينست كه براى شير دادن نوزادان حرمسرا دايگان جوان بلند بالا ، ظريف اندام ، باريك ميان و سپيدرو و به سخن ديگر تمام